السيد الطباطبائي
101
مجموعه رسائل ( فارسى )
زيرا اصل ايمان كه همان اذعان و اعتراف اجمالى است ، با شرك و ساير معاصى جمع نمىشود . خداوند سبحان فرموده است : « وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ » . « 1 » اما ايمان كامل و تام از لوازم اصول دين و فروع آن جدايى نداشته و همواره همراه آنها است . پس معناى ايمان ، در اين صورت بازگشت مىكند به تسليم در مقابل هر آنچه كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آورده است ، چنانكه خود خداوند فرموده است : « فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » . « 2 » و تسليم كسى شدن يعنى ارادهء خويش را در ارادهء او فانى ساختن و هر چه را كه او مىخواهد خواستن و هر چه را كه او نمىخواهد ، نخواستن و اين همان تبعيت كامل و تام است . چنانچه خداوند فرموده است : « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » « 3 » . و نيز فرموده است : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ » . « 4 » ايمان دوم را به رسول صلى الله عليه و آله نسبت داد و اين ايمان همان يقين تام و كامل به خداوند سبحان و اسماء و صفات او و همچنين يقين تام و كامل به آنچه فرود آورده است و
--> ( 1 ) . و اكثر خلق به خدا ايمان نمىآورند مگر آنكه مشرك شوند ( 2 ) . نه چنين است قسم به خداى تو كه اينان به حقيقت ، اهل ايمان نمىشوند مگر آنكه در خصومت و نزاعشان ، تنها تو را حاكم كنند و آنگاه به هر حكمى كه ( به سود و زيان آنها ) كنى هيچ گونه اعتراضى در دل نداشته كاملا از دل و جان تسليم فرمان تو باشند ( 3 ) . بگو اى پيغمبر اگر خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد كه خدا شما را دوست دارد ( 4 ) . اى كسانى كه به حق گرويديد اينك خدا ترس و متقى شويد و به رسولش نيز ايمان آريد تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصيب گرداند